ظˆط¨ظ„ط§ع¯
وقتي شميسا برخاست
ظ†ظˆط´ط�ظ‡â€Œظ‡ط§
7:38 PM
https://www.sharemation.com/hamidparnian/narcisse2.jpg
hamid parnian  ||  7:38 PM
1:18 PM
http://www.iranian.com/News/2004/December/maha1.pdf

شماره نخست نشريه همجنسگرايان ايراني.
تبريك به همه
hamid parnian  ||  1:18 PM
3:22 AM
دريا، عشقِ من
سروده: رينالدو آرناس (Reinaldo Arenas)
ترجمه : احسان نيكي

من آن كودكم/ با چهره اي گرد و كثيف كه/ از هر گوشه اي تو را مي رنجاند با گفتن/ «مي تواني سكه اي به من بدهي؟»

من آن كودكم با چهره اي كثيف،/ كه بدون شك ناخواستني است،/ و در انديشة كالسكه هاي دوردستي است كه/ از درون آن ديگر كودكان خنده سر مي دهند و بالا و پائين مي پرند.

من آن كودك نادوستداشتني ام كه/ به راستي ناخواستني است،/ با چهره اي گرد و كثيف/ كه گويي در برابر چراغ هاي غول آساي خيابان/ يا زير نگاه روشن مادربزرگ ها/ يا روبروي دختربچه هاي كوچك/ با چهرة كثيف اش، به آنها توهين مي كند.

من آن كودك خشمگين و تنهاي هميشگي هستم/ كه به تو توهين مي كند و هشدارت مي دهد:/ اگر رياكارانه دست نوازش بر سرم بكشي/ از آن فرصت بر قاپيدن كيف پولت بهره خواهم گرفت.

من آن كودك هميشگي ام/ كه در برابر تصاويري از وحشت حتمي/ جذامِ حتمي، هجوم حتمي كك ها،/ و جنايت هاي حتمي قرار گرفته است.

من آن كودك نفرت انگيزي هستم كه رختخوابي/ از مقوا مي گستراند و منتظر مي ماند،/ و يقين دارد كه تو او را همراهي خواهي كرد.
hamid parnian  ||  3:22 AM
10:18 AM

وبلاگ نويسان آزاديخواه ايرانی در دفاع از حق آزادی بيان و اعتراض به نقض اين حق مسلم از طرف سايت پرشين بلاگ ، و مقابله با رفتار کودتا گونه ی سايت مذکور در بستن دهها وبلاگ متعلق به همجنسگرايان ايرانی ، فارغ از گرايش ها و سليقه ها همه و همه در دفاع از حقوق ديگری با هم هم پيمان شويد و نامه ی ذيل را در پست روز سه شنبه ۵ آبان خود قرار دهيد

سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۳ روز اعتراض سراسری وبلاگ نويسان به مسدود شدن فله ای وبلاگ های هموطنان همجنسگرای ايرانی توسط پرشين بلاگ


خدمت اعضای هيئت مديره سايت پرشين بلاگ
سلام
پيرو حرکت اخير و تاسف آور آن سايت مبنی بر مسدود کردن تعدادی از وبلاگ های متعلق به هموطنان همجنسگرا بدون اعلام دليل و با عنوان کلی عدم رعايت توافقنامه پرشين بلاگ مايليم نکاتی را با شما در ميان بگذاريم ، اميد است که جوابی منطقی برای سئوال ها و اعتراضاتمان داشته باشيد
1-آيا در توافقنامه پرشين بلاگ محدوديتی برای عضو شدن در رابطه با خصوصيات انسانی وجود دارد ، مثلا آيا عضو پرشين بلاگ بايد از رنگ ، نژاد ، زبان ، دين و گرايش خاصی باشد و آيا برای عضويت ، گرايش جنسی مد نظر قرار می گيرد ؟ !
۲ - آیا حق داریم بپرسیم که کجای مطالبمان با توافقنامه ی مذکور تعارض دارد و آیا بهتر نبود که به خودتان این زحمت را می دادید و دلایل مسدود کردن وبلاگ ها را به ایمیل اعضایتان که اینقدر از آنها دم می زنید می فرستادید ؟ ! ! ( توجه داشته باشید که شما ادعای اداره ی یک سايت فرهنگی را دارید ! نه اداره ی یک تجارتخانه ! )
۳- بستن وبلاگ شخصی یک فرد به مثابه از بین بردن موجودیت دیجیتال آن فرد است حتی در کشورهایی که اعدام دسته جمعی هم وجود دارد اعدامی ها را محاکمه می کنند ! آیا ما فرصت دفاع از خود را در برابر اتهام هایی که نمی دانیم چیست داشته ایم ؟ ! ! !
۴ - به فرض وجود جرم خیالی چرا قبل از مسدود شدن ، هیچ تذکر و نامه ای به پست الکترونیکی اعضا فرستاده نشده ؟ شما با مسدود کردن شناسه کاربری افراد علاوه بر وبلاگ ، نویسندگان وبلاگ ها را از حق دسترسی به نوشته های خود نیز محروم کردید و نوشته های آنها را توقیف کردید ! برای این کار کودتا گونه اتان چه جوابی دارید ؟ شناسه کاربری یک عضو مگر یک سایت آشکار است که دیگران نیز به آن دسترسی داشته باشند ؟ مگر اینکه شما دسترسی داشته باشید ! ! ! !
۵ - مسدود کردن فله ای وبلاگ هایی که نه عکس دارند و نه خاطرات پرنوگرافی و اکثر آنها حاوی مطالب ادبی نویسنده و شکوائیه هایی از جامعه ی ساخته شده به سبک و سطح فکری شماست چه دلیل قانونی دارد و آیا گردانندگان پرشین بلاگ کوچکترین انتقادها را نسبت به جامعه خود پذیرا نیستند ؟ بهتر نیست که نسبت به ظرفیت و سطح فکری خودتان تجدید نظر کنید ؟ ! ! ! ! !
6 - خوشبختانه با توجه به رشد اندیشه های انسانی و شناخت منطقی واقعیت های اجتماعی امروزه حتی در ایران هم کسی به جرم همجنسگرایی محاکمه نمی شود آیا شما در دنیای مدرن و الکترونیک خود حتی از قانون های دنیای غیر مدرن و متمدن هم عقب ترید ؟ ! ! ! ! ! !
در پایان با اعتقاد اینکه ما وبلاگ نویسان همجنسگرا حرکت خود را حرکتی فکری ، اندیشمندانه ، تحلیلگرانه ، قانونی ، آزادیخواهانه و حق مسلم و حیاتی خود می دانیم ،
ضمن اعتراض شديد به کودتای ضد فکری پرشين بلاگ اعلام می کنيم که از راه خويش دلسرد نمی شويم و مايليم هرچه سريعتر نسبت به رفع اين توقيف اقدام و جواب شما را به همراه اصل نامه ( اگر به گفتمان اعتقاد داريد ) در سايت پرشين بلاگ مشاهده کنيم .

وبلاگ نويسان همجنسگرای ايرانی

hamid parnian  ||  10:18 AM
1:08 PM
حسام عزيز!
شايد كياراي بزرگ و دوست داشتني از خاطرات نازنيني كه با هم داشتيم براي ات چيزهايي را گفته و شايد هربار وقتي از اين خاطرات مي گفت اشك شوق بر چشم هاي اش مي نشست. من همواره به لحظه هايي كه با او سپري كرده ام افتخار مي كنم؛ او در آن ديدار نخست از انديشه هايش گفت كه چه بلند بود و متعالي. وقتي آرام حرف مي زد انگار نسيمي بود كه بر جان آدم مي نشست. وقتي چمران را پياده مي آمديم نه خستگي احساس كرديم و نه حتي احساسِ قدم زدن؛ گويي در جهان ديگري بوديم. وقتي از فلسفه اي كه داشت سخن مي گفت به خود مي باليدم كه كسي را در ميان خودمان يافته ام كه داناست و از ظواهر گذشته است. او بي گمان انساني بزرگ بود. آرام بود و حتي به خود جرات نمي داد پشت اين يا آن فرد ـ حتي اگر گناهكار هم بود ـ سخن بگويد و بد بگويد. ا. دلي داشت كه به راستي بهره از دريا برده بود. وقتي با او سخن مي گفتي دريچة تازه اي گشوده مي شد؛ گشودگي و پيروزي را لمس مي كردي. از كيارا هرچه بگويم ناقص مي ماند و مي دانم كه هم من و هم تو كه او را مي شناسيم بي سخن به فهمي مي رسيم كه سزاوار اوست؛ او بزرگ بود و از اهالي سرزمين پاكي و لبخند بود.
حسام عزيز!
من بيشتر شگفت زدة اين شده ام كه كيارا چگونه نتوانست تاثيري را كه بر من گذاشته بر تو نگذارد. او هيچگاه شتابزده عمل نمي كرد؛ مردِ انديشه بود و بي محاسبه بر كسي فرياد نمي كشيد. بي گمان وقتي مطلب ات را بخواند پريشان خواهد شد. اگر دستِ روزگار كيارا را از من دور نمي كرد چه لحظه ها كه با هم نداشتيم. او رفت ولي هنوز سنگينيِ خوشآيندي كه داشت در فضا جريان دارد. نمي گويم همچو او باش، كه سخت است مانند ديگري بودن. احوالات ات را اسيرِديگري نكن. استوار باش و استواري را به ما نيز بياموز.
شاد و هميشه پيروز باشي.
آنكه هميشه به او ارادت داشت
حميد پرنيان
5 مهر 1383

hamid parnian  ||  1:08 PM
10:02 AM
گريه بارون آمدنت را گرامي مي دارم.
hamid parnian  ||  10:02 AM
6:13 PM

تثليث عشق

سرودة آلفرد آستين (Alfred Austin)

برگردان : احسان نيكي

اگـرچـه روح و قلب و جـسـم را مـا

نـهاديـم يك به يك اسمي بـر آنهـا

جـدا از هـم كجـا گـردنـد در عشـق

گـره بـا يكـدگر خـوردنـد در عشق

چـنان پـيـونـد سـخـت بـي جـدايـي

كـه اين بي ديگـري را نيست جـايي

نـه ايـن يك افتخـار، آن مـايـة شـرم

كه پـشت هر يكي از ديگري گـرم

بـدون هـم نبـاشـد جـمعـشـان جمـع

جـدا ازهـم حـرارت، شعـله و شمع

نـبـاشـد عـاشـق آنكـس تـن ببخـشد

ولـي بـاشـد بـه دل دادن مـردد

نـه آنكـس كـو ببخشـد روح، ليكـن

بـه نـزد خـويـشـتـن دارد نـگـه تـن

بـدان مـعـني عـشـق نـيـك انـجـام

بـُوَد بـخـشـيـدن هـر سـه بـه اتـمـام

بـلـنـداي مـقـامـش آسـمـان اسـت

چـو اقـيـانـوس حدش بيكران است

هـمـانـنـد هـوا تـا اوج افـلاك

و يـا گـستـرده همچـون پهنة خاك

Love's Trinity

Soul, heart and body, we thus singly name,

are not in love divisible and distinct.

But each with each inseparably link'd,

One is not honor, and the other shame,

but burn as closely fused as fuel, heat and flame.

They do not love who give the body and keep

the heart ungiven, nor they who yield the soul,

and guard the body. Love doth give the whole,

Its range being high as heaven, as ocean deep,

wide as the realms of air, or planet's curving sweep.

hamid parnian  ||  6:13 PM
ظ…ظ†ظˆغŒ ظˆط¨ظ„ط§ع¯ طµظپط­ظ‡ ط§طµظ„غŒ
ظ¾ط³ط� ط§ظ„ع©ط�ط±ظˆظ†ظ�ع©
XML
ط¨ط§ظ�ع¯ط§ظ†غŒ
ط¯ظˆط³ط�ط§ظ† ظ„ظ�ظ†ع© 1
ظ„ظ�ظ†ع© 2
ظ„ظ�ظ†ع© 3
ظ„ظ�ظ†ع© 4
ظ„ظˆع¯ظˆغŒ ظˆط¨ظ„ط§ع¯
 
ط¨ط§ ع©ظ…ع©
آ© Copyright وقتي شميسا برخاست Template designed by Gardoon